ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
90
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرستاده شدند . چون خبر بفيروز رسيد بجنگ او كمر بست و خود را آماده نبرد كرد . نزد بنى عقيل بن ربيعه و عك ( قبيله ) فرستاد از آنها مدد و يارى خواست قبيله عقيل بفرماندهى مردى بنام معاويه سواران خود را بسيج داد در عرض راه سواران قيس بن عامر را ديدند كه خانوادههاى ابناء را تبعيد مىكردند كه قيس آنها را از يمن اخراج مىكرد . سواران عقيل با آنها نبرد كرده تمام سواران قيس را كشتند و خانوادههاى ابناء ( ايرانى ) را نجات دادند . عقيل و عك ( دو قبيله ) براى فيروز مردان جنگى فرستادند ، چون مدد به او پيوست او با همراهان خود و مدد تازه رسيده لشكر كشيد باقيف نزديك صنعا روبرو شدند و جنگ كردند اتباع عنسى كه ( بمدد قيس شتاب كرده بودند در جنگ سستى و ترديد نمودند . همه گريختند سپس خود ناگزير بدنبال آنها گريخت تا به محلى بين صنعا و نجران رسيدند . فروه بن مسيك هم پيش از آن بر پيغمبر وارد و مسلمان شده بود پيغمبر او را بحكومت مراد ( قبيله ) و سرزمين آنها منصوب فرمود عمرو بن معديكرب زبيدى ( پهلوان عرب كه در نهاوند كشته شد ) از قوم خود سعد العشيره جدا شده و اسلام آورده و بقبيله مراد ملحق شده بود چون عنسى ( اسود مدعى پيغمبرى ) مرتد شد و قيام نمود و قبيله مذحج به او گرويدند عمرو مذكور مرتد و به آنها ملحق شد . عمرو همراه خالد بن سعيد بن عاص بود ( سردار اسلام ) چون مرتد شد خالد او را تعقيب كرد و به او رسيد با شمشير بر شانه او زد و حمايل شمشير را بريد و زخمى هم بكتف او وارد كرد . عمرو هم خالد را زد و ضربت او كارى نبود . چون عمرو افتاد خالد شمشير و اسب او را بغنيمت برد . شمشير او صمصامه معروف بود . چون عمرو مرتد شد عنسى او را در قبال فروه ( حاكم مسلمان ) قرار داد . طرفين از جنگ پرهيز نمودند زيرا هر دو قومى بودند . آنها در آن حال ( خوددارى ) بودند كه ناگاه عكرمه بن ابى جهل رسيد ( كه در جنگ مسيلمه شكست خورده و ابو بكر او را دور كرده بود ) . او از جنگ برگشته و عده